کافه ی هنر و ادبیات
جایی برای گفتگو درباره ی هنر ، ادبیات معاصر و زندگی
کوتاه برای مهربانی ۴۵
باران
زیر مزه ی بادام زمینی شور و خاطرات قدیم .
+
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت توسط مرتضی نیک پایان |
به نام خداوند مهربان
در کوچه های داغ عشق قدم میزنم هنوز
رازی نهفته بر لبم فرو مانده است هنوز
هر چند پلک خیس شب بر هم نهاده شد
آهی نهفته در سینه ام فرو خفته است هنوز
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
دی ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
شهریور ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آرشيو
آرشیو موضوعی
داستان
شعر
خاطره
سفرنامه
مصاحبه
معرفی کتاب
نامه
BLOGFA.COM